|
| ||||||||||||||||||||||
|
روستای بند امیر فارس و پل بند امیر مرودشت | |
روستای هزارساله بند امیر در انتظار گردشگران
در برخی از منابع و كتب تاریخی آمده است كه قدمت این روستا به دوره دیلمیان می رسد. به گزارش خبرنگار ما این روستا در محدوده دشتی قرار گرفته و هسته اولیه روستا با معابر نامنظم و استفاده از مصالح خشت خام و گل شكل گرفته است. این روستا كه از توابع زرقان است یكی از 15 روستای هدف گردشگری فارس به شمار می رود كه هم اكنون جاذبه های آن از سوی كارشناسان سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری فارس مورد مطالعه و بررسی است. این روستا به دلیل آثار متعدد طبیعی و تاریخی می تواند به یكی از جاذبه های منحصر به فرد فارس تبدیل شود و محلی مناسب برای حضور گردشگران به خصوص طبیعت گردها باشد. یكی از جاذبه های مهم گردشگری این روستا سد است. راه ارتباطی روستا در گذشته از طریق پلی بوده كه بر روی این سد ساخته شده است. پل بند امیر 13 دهانه دارد و قدمت آن به سال 365 هجری قمری می رسد. این پل در سال 1349 رو به شماره 902 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این بنا از سنگ و ساروج ساخته شده است و از دو بخش بند و پل تشكیل شده كه با 20 متر پهنا، 9متر ارتفاع و حدود 103 متر درازا از قطعات سنگ های تراشیده تشكیل شده است. معماری این بنا مانند معماری دوره ساسانی است این سد و پل برای كنترل جریان تند آب رودخانه كر و نیز بالا آوردن سطح آب جهت استفاده روستاهایی است كه در مسیر رودخانه قرار گرفته است بنابراین گزارش در اطراف پل و در محل شهرهای منشعب از رودخانه آُسیاب های قدیمی وجود دارد كه تعداد آنها به 25 می رسد. یكی دیگر از جاذبه های تاریخی در این روستا گونه هایی از سازه های آبی است كه قدمت آن ها به اوایل دوره اسلامی می رسد كه به آن گاوشیر می گویند. دامداری و تولید محصولات صنایع دستی چون قالی از جمله فعالیتهای مردم این روستا محسوب می شود البته نباید میهمان نوازی آنها را نیز از یاد برد. برای رفتن به این روستا می توان از طریق شهرهای مرودشت، زرقان و شیراز اقدام كرد. |
در 138 کیلومتری شهر شیراز ، در راه شهر آباده ، به بقایای شهری می رسیم که روزگاری پایتخت بزرگترین و بی نظیرترین پادشاهی جهان بوده است. این پایتخت در دشتی به نام دشت مرغاب واقع است و رودی به نام پلور که البته در عهد باستان به آن مِدوس می گفتند در آن جریان دارد.
بر اساس نوشته های تاریخ نگاران قدیم کوروش بزرگ ، آستیاگ (آستیاژ ، آستیاگس) پادشاه ماد را در این دشت شکست داده و این کارمبنای ایجاد بزرگترین و قدرتمند ترین پادشاهی ایران می باشد. از این رو کوروش بزرگ فرمان بنای پایتختی را در این دشت داد، با ایجاد تخت جمشید ( توسط سایر پادشاهان هخامنشی) برجستگی پاسارگاد کمتر گردید اما پس از بنای تخت جمشید هنوز پادشاهانی بودند که برای تاجگذاری پاسارگاد را برمی گزیدند.
کوروش پاسارگاد را در 550 تا 559 قبل از میلاد بنا کرد و البته در سال 336 قبل از میلاد این شهر به همراه گنجینه پر بهای آن به دست اسکندر مقدونی افتاد.
منشور حقوق بشر کوروش به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته میشود، این منشور سفالین استوانهای شکل در موزه بریتانیای لندن و نسخه بدل آن در مقر سازمان ملل در نیویورک نگهداری میشود.
كف بندي در اين كاخ قابل توجه است مي توانيم مرمت هاي دوره هخامنشي را ببينيم به طوري كه هرجا رگه اي در سنگ بوده تعمير كرده اند و وصله هاي هخامنشي تا كنون باقي مانده اند. زير ستون ها همه مكعبي دوپله اي هستند. امر غريبي كه در مورد اين ستون ها مي توان اشاره کرد اين است كه همه آنها فقط تا ارتفاع حدود 190 سانتي متر (از روي شالي) باقي مانده اند و هيچ اثري از قلمه بالايي ستون و يا سرستون يافت نشده است. از سوي ديگر،مشخصات معماري مخصوصاً ارتفاع جرز سنگي موجود(درگوشه جنوب شرقي ايوان شرقي) نشان مي دهد كه هر يك از ستون ها احتمالاً 10 متر ارتفاع داشته است. با توجه به مقداري قطعات گچي قوس دار و مزين به رنگ هاي مختلف كه در درون خاك هاي انباشته شده در تالار يافته اند،اين احتمال وجود دارد كه در طرح اصلي بناي اين تالار فقط بخش زيرين ستون ها را از سنگ ساخته بودند و بقيه آنها را از چوب ساخته و رويشان را با گچبري مزين آراسته اند. اين گچ اندود، رنگ هاي بسيار درخشان آبي لاجوردي، زرد (زرين)، سرخ و سفيد، سبز مسي و فيروزه اي داشته است و يقيناً روشني و زيبايي خاصي به تالار مي بخشيده.
هريك از درگاه هاي اصلي را از يك تخته سنگ سياه خوب تراشيده درآورده و به نقوش برجسته مزين كرده بودند. كناره هاي درگاهها را همچون قابي براي نقوش برجسته به صورت مقعر نگه داشته اند. بر هر جرز،صحنه اي از «گذر شاه» نقش كرده بودند كه شاه را درلباس پارسي و چكمه هاي بي بند پارسي جلوه گر مي ساخت در حالي كه عصا در دست،پيشاپيش مستخدمي از تالار خارج مي شد. بر روي چين هاي لباس شاه كتيبه اي به خط ميخي و به سه زبان عيلامي،بابلي و فارسي باستان كنده شده كه شخص تاجدار را به عنوان « كوروش،شاه بزرگ،يك هخامنشي » معرفي مي كرد. پيداشدن قطعه اي از يك كتيبه محصور در خطوط موازي،نشان مي دهد كه احتمالاً سه زباني بالاي جرز، برفراز نقش شاه و مستخدمش هم كنده شده بوده. جزئيات تزييني اين نقوش،قاب دور آنها،آثار استعمال ابزارهاي سنگ تراشي و صيقل زني و استعمال زر و زيور آلاتي كه در سنگ نشانده اند،همه بيانگر مشخصات هنر دوره داريوش بزرگ، به ويژه حدود 510 ق.م است و به همين جهت مي توان تعيين كرد كه اين نقش بنا به فرمان داريوش بر درگاه ها حكاكي شده است. اگر چه طرح كاخ ، نوع سنگ فرش ، انواع جرزها ، ستون ها و ايوانها همه از زمان كوروش وجود داشته است.
تنها جرز جنوب غربي تالار بر پاي مانده است كه مانند جرز كاخ بارعام داراي كتيبه اي سه زباني در چهار سطر به خط ميخي همه در بردارنده معناي«من،كوروش،شاه هخامنشي» هستند.
| در فاصله 600 متری شمال شرقی آرامگاه كوروش بقایای یك كاخ بزرگ وجود دارد كه یك ستون آن بر جای مانده است. وسعت این كاخ 2620 مترمربع و مشتمل بر تالار بزرگ هشت ستونی در وسط و چهار ایوان در چهار سمت و اتاقهایی در دو گوشه بوده است. پایههای ستونها، سرستونها، كف آستانها، سكوها و زینت كف ایوانها از سنگ سیاه است. به كار بردن سنگهای سفید و سیاه در كاخهای پاسارگاد یكی از ویژگیهای مهم معماری این كاخها است. در بالای ستونهای سنگی سفید ایوانهای كاخ به خط میخی و به زبانهای پارسی، بابلی و عیلامی جمله : «من هستم كوروش شهریار هخامنشی» منقور است. قسمت مهم فرش سنگی سفید تالار مركزی و ایوان جنوبی این كاخ را برای احداث بنایی دیگر در عهد شاه شجاع از بین بردهاند. در قسمت شرقی كاخ بار كوروش آثار بنای دیگری برجای مانده است كه نقش انسان بالدار بر سنگ سفید، مهمترین نشانه و اثر موجود آن به شمار میرود و به كاخ عبادتگاه پاسارگاد معروف است. این بنا مشتمل بر تالار بزرگ هشت ستونی بوده كه بر هر یك از جوانب شمال، شرق و غرب آن درگاهی قرار داشت. در درگاه شمالی، نقش برجسته انسان بالدار روی سنگ سفید با دو بال رو به بالا و دو بال رو به پایین حجاری شده است. دستهای انسان به حالت دعا و به آسمان بلند است و لباس بلندی مانند لباس عیلامیان بر تن دارد كه تاج مصری با نقش «دوشاخ» (شبیه شاخ قوچ) بر سر او قرار گرفته است. كاخ عبادتگاه پاسارگاد قدیمیترین بنای این محل و نقش برجسته فوق نیز قدیمیترین نقش دوران هخامنشی است. |
|
پارسه یا تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که در روزگار باستان پایتخت شاهنشاهی ایران بوده است. تخت جمشید محل برگذاری آیینهای بهاری هخامنشیان بوده است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و این مکان را به آتش کشید. امّا ویرانههای این مکان هنوز هم در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است. این مکان هماکنون از مکانهای باستانی ایران است. | |
|
این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشتهاست که امروزه بقایای دروازههای آن برجاست. بر دروازه غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی با سر انسانی حجاری شده است. این دروازهها در قسمت فوقانی با شش کتیبه میخی به زبانهایی چون بابلی و عیلامی تزئین یافتهاند. این کتیبهها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان میکند که : «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته است.»
| |
|
پلکانهای کاخ آپادانا:
|
|
کاخ هدیش:
|
![]() |
کاخ صدستون: وسعت این کاخ در حدود 46000 مترمربع است و سقف آن بهوسیله صد ستون که هر کدام 14 متر ارتفاع داشتهاند، بالا نگه داشته میشده است. کاخ شورا: به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می پرداخته است. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازه ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می شده است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است. سرانجام تخت جمشید: مجموعه کاخهای تخت جمشید، در سال 330 (پیش از میلاد) به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد و تمام بناهای آن به صورت ویرانه در آمد. از بناهای بر جای مانده و نیمه ویرانه، بنای مدخل اصلی تخت جمشید است که به کاخ آپادانا معروف است و مشتمل بر یک تالار مرکزی با 36 ستون و سه ایوان 12 ستونی درقسمتهای شمالی، جنوبی و شرقی است که ایوانهای شمالی و شرقی آن بهوسیله پلکانهایی به حیاطهای مقابل متصل و مربوط میشوند. بلندی صفه در محل کاخ آپادانا 16 متر و بلندی ستونهای آن 18 متر است. اینمجموعه در فهرست آثار تاریخی ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. |
|
جایگاه کنونی این سازه: | |
| اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر : در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشه شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد . بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود. پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد. از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت. زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرهای زیبا ، اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینه یک یا چند نفر است. کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همه آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند. گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند. مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند. اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت.
| |
کاوشهای علمی و گمانهزنیهایی که در تپههای مختلف جلگه مرودشت انجام گرفته است نشان میدهد که هزاران سال پیش از آنکه داریوش کبیر، تپه سنگی را بر دامان کوه رحمت برای احداث کاخهای بزرگ خود انتخاب کند، اقوامی متمدن در دشت وسیع آن میزیستهاند. آثار برجای مانده از قبیل ظروف سفالی منقوش یا ساده و اسباب و وسائل زندگی آن دوره مؤید این نکتهاند.ویرانههای استخر و تختجمشید در مرودشت، بخشی از تاریخ این شهر را به نمایش میگذارند. آثار تاریخی باقیمانده از این شهرستان، علاوهبر آثاری از دوران هخامنشی، دورههای اسلامی را هم دربرمیگیرد.
مراکزتاریخی وباستانی
|
|
۱/ مجموعه ویرانه های تخت جمشید
۲/ کاخ بار کوروش
۳/ کاخ اختصاصی کوروش
۴/ قصر اردشیر بابکان
۵/ برج زندان سلیمان
۶/ آرامگاه کوروش کبیر
7/ تخت گوهر یا تخت رستم
8/ شهر قدیمی استخر (تخت طاووس)
9/ پل خان
10/ پل بند امیر
11/ نقش رستم
جاذبه های طبیعی
-کوه گر
-چشمه ابوالمهدی
-آبشار مارگون
-رودخانه سیوند
-رودخانه قره آغاج
-چشمه بناب قادرآباد
-مغاره شیخ علی
-تنگ بستانک (بهشت گمشده)
-تنگ براق
-منطقه شکار ممنوع توت سیاه