تبليغاتX
جاذبه های گردشگری شهرستان مرودشت

نقش رستم یکی از مهم ترین و زیباترین آثار باستانی است که در حدود ۵ کیلومتری تخت جمشید، در کوه حاجی آباد واقع است.

آرامگاه چند تن از پادشاهان هخامنشی از جمله داریوش بزرگ و خشایارشا، نقش برجسته هایی از وقایع مهم دوران ساسانیان از جمله تاجگذاری اردشیر بابکان و پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم، بنایی موسوم به کعبه زرتشت و نقش برجسته ویران شده ای از دوران عیلامیان در نقش رستم قرار دارد.

آرامگاه چهار شاه هخامنشی در نقش رستم جای گرفته است. هر چهار آرامگاه شکلی صلیبی دارند و در دل کوه با ارتفاع قابل توجهی از سطح زمین قرار دارند.

در نقش رستم آثار ۳ دوره باستانی وجود دارد:

۱) آثار دوره عیلامی از ۶۰۰ تا ۲۰۰۰ قبل از میلاد

۲) آثار دوره هخامنشی از ۶۰۰ تا ۳۳۰ قبل از میلاد

۳) آثار دوران ساسانی از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی

از دوره عیلامیان نقش برجسته محو شده ای در نقش رستم وجود دارد که در دوره ساسانی روی آن نقش دیگری از بهرام دوم ساسانی حک شده. این نقش محو شده از دو الهه تشکیل شده که روی مارهایی نشسته اند و لباس های چین دار به تن دارند. در نقش رستم آرامگاه ها و معبد آناهیتا از دوره هخامنشیان به جای مانده است.

از بین ۴ آرامگاه موجود، فقط آرامگاه داریوش اول کتیبه دارد. در شاخه بالایی آرامگاه، داریوش با لباس پارسی و کمان به دست روی سکویی سه پله ایستاده و در حال انجام مراسم است. تصویر فروهر یا اهورا مزدا در بالای سر و پیشاپیش وی قرار گرفته و داریوش دست خود را به علامت احترام رو به این تصویر گرفته.

آرامگاه خشایارشا در سمت راست آرامگاه داریوش اول قرار دارد و بجز فقدان کتیبه و برخی اختلاف های جزئی در نقش های برجسته، کاملاً مشابه آن آرامگاه است. از بین این ۴ آرامگاه ، آرامگاه خشایارشا بهتر از همه حفظ شده است.

آرامگاه اردشیر اول در سمت چپ آرامگاه داریوش اول قراردارد. آرامگاه داریوش دوم غربی ترین آرامگاه هخامنشی نقش رستم است.

درِ ورودی آرامگاه ها به شکل مربع است. این درها در دوران باستان قفل می شدند. برای این کار دو قطعه سنگ بزرگ در پشت آنها قرار می گرفت و به این وسیله مهر می شد.

شکل آرامگاه ها نیز مشابه است. تنها تفاوت آرامگاه داریوش کبیر در کتیبه های میخی و آرامی آن است. در این کتیبه، داریوش، اهورامزدا را ستایش می کند و فتوحات خود را برمی شمارد و از اندیشه های خود سخن می گوید.

راهروی داخل آرامگاه داریوش کبیر به درازای ۷۲/۱۸ و پهنای ۷۰/۳ متر است. در این آرامگاه ۹ تابوت سنگی وجود دارد که در یک ردیف در سنگ کنده شده و به داریوش کبیر، ملکه و سایر بستگان او تعلق دارد.

درازا، ژرفا و پهنای این تابوت ها ۱۰/۲ × ۰۵/۱× ۰۵/۱ متر و ضخامت (سنگ) هر یک ۵/۱۷ سانتیمتر است. سرپوش هر یک از تابوت ها را قطعه سنگ بزرگی تشکیل می دهد.

● کعبه زرتشت:

کعبه زرتشت نام بنایی است مکعب مستطیل با معماری خاص در نقش رستم که از زمان حمله اعراب به ایران به اشتباه نام کعبه زرتشت به آن دادند.

آنها از آن جا که فکر می کردند هر دینی می بایست برای خود بتکده یا مرکزیتی برای خود داشته باشد این بنا را کعبه زرتشتیان نامیدند.

این بنا در زمان هخامنشیان و به احتمال در عصر پادشاهی داریوش بزرگ ساخته شده است.

کعبه زرتشت دارای یک مدخل بالاتر از سطح زمین و بازمانده پلکانی برای دسترسی به تنها ورودی آن است.

تا سال ۱۳۱۶ شمسی، ثلث پایینی بنا در زمین دفن شده بود. تنها در این سال و با آغاز کاوش های باستان شناسی بود که مشخص شد بنا در ۳ سمت خود (بجز ورودی) دارای سکو است.

در درگاه ورودی جای چرخش پاشنه دری سنگین و کلفت، نشان از دربسته بودن بنا می دهد. این بنا تماماً از سنگ آهکی سفید و سیاه ساخته شده است.

در مورد کاربرد این بنا حدث زده شده است که، محل نگهداری کتاب اوستا و اسناد حکومتی، محل گنجینه دربار، آتشکده، معبد و یا نامعلوم باشد.

برخی از مورخان ذکر کرده اند؛ کتاب اوستا که بر ۱۲ هزار پوست گاو نوشته شده بود، در این اتاق نگهداری می شد. گروهی دیگر بر این باورند که این اتاق آرامگاه بردیا، پسر کوروش بود که به وسیله برادرش کمبوجیه کشته شد.

برخی دیگر بر این عقیده اند که آتش مقدس در این اتاق نگهداری می شد و بعضی گفته اند این بنا رصدخانه بود. در دوران ساسانی در این اتاق اسناد بسیار مهم دولتی نگهداری می شد.

● کتیبه ها و نقوش برجسته:

کتیبه ساسانی به ۳ زبان پارسی میانه (پهلوی ساسانی)، پهلوی پارتی و یونانی در اطراف این بنای هخامنشی حک شده است.

بحث اصلی این کتیبه ها، وقایع تاریخی دوران شاپور اول در جریان جنگ ایران و روم است که در آن والرین، امپراتور روم شکست خورد و در ۲۶۲ م در بیشابور زندانی شد.

کتیبه دیگر در زیر کتیبه شاپور اول و به زبان پهلوی اشکانی و ۱۹ سطر، به دستور کرتیر موبد موبدان نقش شده است. کرتیر ضمن معرفی خود و القابش به شرح خدماتی که در راه دین زرتشت انجام داده، پرداخته و از رسیدنش به جایگاه موبد بزرگ و دادور تمام کشور و سرپرستی معبد آناهیتا سخن رانده است.

روبه روی نقش رستم، در برابر پلکان ورودی، قسمتی وجود دارد که در دوره ساسانی حجاری شد اما نقوشی روی آن حک نشده است. درازی این محل ۱۰ متر و ارتفاع آن ۵ متر است و حدود ۲ متر بالاتر از سطح فعلی حجاری شده است.

عمق این فضا نسبت به سایر آثار ساسانی بیشتر است و تردیدی وجود ندارد که حفاظت بیشتر از این طرح مد نظر بوده است. در قسمتی از این فضا کتیبه ای ۲۰ سطری حک شده که مالک زمین های کشاورزی اطراف نقش رستم و نحوه تقسیم آب را در آن مشخص کرده است. این کتیبه به زبان فارسی و بسیار جدید و فاقد ارزش تاریخی است.

در گوشه شرقی محوطه در ارتفاع ۲ متری از سطح زمین نقشی قرار دارد. این نقش با توجه به کتیبه های آن که به ۳ زبان قارسی میانه، پارتی و یونانی است، صحنه ای را نشان می دهد که اردشیر بابکان (سمت راست) دارد حلقه شاهی را از اهورامزدا (سمت چپ) دریافت می کند.

هم شاه و هم اهورامزدا سوار بر اسب هستند و زیر پای اسب هرکدام یک نفر افتاده است. فرد زیر پای اسب اردشیر باید اردوان (آخرین شاه اشکانی) باشد و دیگری اهریمن.

در سمت غرب، دومین نقش، تاجگذاری نرسی را نمایان کرده است. در این نقش نرسی حلقه قدرت را از دست آناهیتا (یکی از خدایان) دریافت می کند.

پشت سر پادشاه، وزیر اعظم ایستاده و انگشت سبابه دست راست خود را به رسم آن دوران، برای احترام در برابر پادشاه نگاه داشته است. آناهیتا به صورت زنی در سمت راست حجاری شده که دارای لباس بلند تا کمربند و گردن بند مروارید است.

در سومین نقش برجسته، بهرام دوم (۲۹۸ – ۲۷۶ م) در حال نبرد و سوار بر اسب، چهار نعل با نیزه به سوی دشمن حمله می کند. اسب بهرام یک سرباز رومی را که در صحنه جنگ به خاک افتاده، با پا لگدکوب می کند.

پشت سر بهرام یک سرباز ایرانی پرچمی را به اهتراز درآورده و یک قطعه چوب به صورت افقی در بالای پرچم قرار دارد و به وسیله ۳ گوی، یکی در وسط و دو گوی دیگر در انتهای چوب مشاهده می شود.

در چهارمین نقش، شاپور اول که والرین امپراتور روم را شکست داده نمایان است. این پیروزی در سال ۲۶۳ م رخ داد.

در این نقش برجسته سیریادیس که یک پناهنده رومی است، عنوان امپراتوری را از طرف شاپور دریافت می کند. امپراتور والرین دست ها را برای پوزش در برابر شاپور بالا نگه داشته و در برابر وی زانو زده است.

شکوه وی با لباس، زینت آلات، افسار و زین اسب، گردن بند، دست بند و تاج شاهی و آرایش موهای وی که حالت غرور آن مشخص است، نشانگر مهارت حجاران ساسانی است.

زیر آرامگاه اردشیر اول دو نقش وجود دارد. نقش بالایی، آذر نرسه یا شاپور ذوالاکتاف، که تقریباً محو شده. نقش زیرین، هرمز دوم است و صحنه پیروزی این پادشاه را بر دشمن نشان می دهد.

در این نقش برجسته، هرمز دوم با اسب، چهار نعل بر دشمن خود که رومی است، تاخته و اسب او را سرنگون کرده است. در این نقش، دشمن رومی دارای ریشی بریده است و کلاهخود بر سر دارد.

زیر آرامگاه داریوش دوم و رو به روی کعبه زرتشت، نقشی احتمالاً از شاپور دوم (۳۷۹ ۳۰۹ م) وجود دارد. در این نقش، سواری که دارای تاج است، نیزه خود را بر گردن دشمن فرو کرده و هر دو ، زره به تن دارند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 20:14 توسط میلاد زارعی |

روستای بند امیر فارس و پل بند امیر مرودشت

 

 روستای هزارساله بند امیر در انتظار گردشگران
چشم اندازهای دیدنی اطراف رودخانه، نهرها، طبیعت بكر و زیبای اطراف روستا تنها بخشی از جاذبه های طبیعی روستای هزار ساله بند امیر است. در 43 كیلومتری شیراز و 12 كیلومتری شرق زرقان روستای قدیمی و زیبا وجود دارد كه به دلیل سد(بند) مشهور امیر كه در دوره عضدالدوله دیلمی بر روی رودخانه كر بنا شده به آن روستای بند امیر  می گویند.

 

 

در برخی از منابع و كتب تاریخی آمده است كه قدمت این روستا به دوره دیلمیان می رسد. به گزارش خبرنگار ما این روستا در محدوده دشتی قرار گرفته و هسته اولیه روستا با معابر نامنظم و استفاده از مصالح خشت خام و گل شكل گرفته است. این روستا كه از توابع زرقان است یكی از 15 روستای هدف گردشگری فارس به شمار می رود كه هم اكنون جاذبه های آن از سوی كارشناسان سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری فارس مورد مطالعه و بررسی است. این روستا به دلیل آثار متعدد طبیعی و تاریخی می تواند به یكی از جاذبه های منحصر به فرد فارس تبدیل شود و محلی مناسب برای حضور گردشگران به خصوص طبیعت گردها باشد. یكی از جاذبه های مهم گردشگری این روستا سد است. راه ارتباطی روستا در گذشته از طریق پلی بوده كه بر روی این سد ساخته شده است. پل بند امیر 13 دهانه دارد و قدمت آن به سال 365 هجری قمری می رسد. این پل در سال 1349 رو به شماره 902 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این بنا از سنگ و ساروج ساخته شده است و از دو بخش بند و پل تشكیل شده كه با 20 متر پهنا، 9متر ارتفاع و حدود 103 متر درازا از قطعات سنگ های تراشیده تشكیل شده است. معماری این بنا مانند معماری دوره ساسانی است این سد و پل برای كنترل جریان تند آب رودخانه كر و نیز بالا آوردن سطح آب جهت استفاده روستاهایی است كه در مسیر رودخانه قرار گرفته است بنابراین گزارش در اطراف پل و در محل شهرهای منشعب از رودخانه آُسیاب های قدیمی وجود دارد كه تعداد آنها به 25 می رسد. یكی دیگر از جاذبه های تاریخی در این روستا گونه هایی از سازه های آبی است كه قدمت آن ها به اوایل دوره اسلامی می رسد كه به آن گاوشیر می گویند. دامداری و تولید محصولات صنایع دستی چون قالی از جمله فعالیتهای مردم این روستا محسوب می شود البته نباید میهمان نوازی آنها را نیز از یاد برد. برای رفتن به این روستا می توان از طریق شهرهای مرودشت، زرقان و شیراز اقدام كرد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 20:11 توسط میلاد زارعی |

در 138 کیلومتری شهر شیراز ، در راه شهر آباده ، به بقایای شهری می رسیم که روزگاری پایتخت بزرگترین و بی نظیرترین پادشاهی جهان بوده است. این پایتخت در دشتی به نام دشت مرغاب واقع است و رودی به نام پلور که البته در عهد باستان به آن مِدوس می گفتند در آن جریان دارد.
بر اساس نوشته های تاریخ نگاران قدیم کوروش بزرگ ،  آستیاگ (آستیاژ ، آستیاگس) پادشاه ماد را در این دشت شکست داده و این کارمبنای ایجاد بزرگترین و قدرتمند ترین پادشاهی ایران می باشد. از این رو کوروش بزرگ فرمان بنای پایتختی را در این دشت داد، با ایجاد تخت جمشید ( توسط سایر پادشاهان هخامنشی) برجستگی پاسارگاد  کمتر گردید اما پس از بنای تخت جمشید هنوز پادشاهانی بودند که برای
تاجگذاری پاسارگاد را برمی گزیدند.
کوروش پاسارگاد را در 550 تا 559 قبل از میلاد بنا کرد و البته در سال 336 قبل از میلاد این شهر به همراه گنجینه پر بهای آن به دست اسکندر مقدونی افتاد.

منشور حقوق بشر کوروش به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود، این منشور سفالین استوانه‌ای شکل در موزه بریتانیای لندن و نسخه بدل آن در مقر سازمان ملل در نیویورک نگهداری می‌شود.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 19:57 توسط میلاد زارعی |

در نزدیك كاخ اختصاصی كوروش، ویرانه‌ یك برج سنگی و بلند وجود داشت كه اینك تنها ضلع غربی آن باقی مانده و سه ضلع دیگر آن منهدم شده است. ارتفاع آن نزدیك به 12 متر است كه از 16 ردیف سنگ‌های بزرگ با تراش سفید و بسیار منظم و دقیق تشكیل شده است.
پلكان منظم سنگی برج، ساكنان آن را به درون اتاق بالای برج می‌بُرده است. اكنون تنها مدخل اتاق بر دیوار باقی است و از پلكان آن اثری بر جای نمانده است. بسیاری از باستان‌شناسان، این برج را آرامگاه كامبیز و برخی هم آتشكده دانسته‌اند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 19:49 توسط میلاد زارعی |

این بنای بزرگ سنگی دارای سه گنبد، ایوان‌ها، دهلیزها و اتاق‌های متعدد است كه همچنان باقی‌مانده و گچ‌بری‌‌ها و تزئینات بالای درهای داخل آن شبیه تزئینات بالای آستانه‌های سنگی تخت جمشید است. به نظر می‌رسد اردشیر بابكان در احداث كاخ خود به كاخ‌های شاهنشاهان هخامنشی توجه نشان می‌داد. چشمه‌سار و آب‌های روان و درختان باصفای بیرون كاخ بر كیفیت این اثر تاریخی مهم افزوده است.
كاخ اردشیر بابكان با شماره 89 در تاریخ 15 دیماه 1310 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت تاریخی رسیده است
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 19:46 توسط میلاد زارعی |

در 230 متري شمال غربي« كاخ بارعام » و شمال شرقي« بوستان پاسارگاد » بقاياي كاخی واقع است كه مختصات يك بناي مسكوني را دارد و از اين روي به « كاخ نشيمن » يا « كاخ اختصاصي» شهرت يافته است. استروناخ اين کاخ را کاخP می نامد .تا آغاز سده بيستم چون تنها يك جرز سنگي از اين كاخ بيرون از خاك بود،آن را « كاخ جرزدار » مي ناميدند. طرح اين كاخ مستطيلي به طول 76 متر و عرض 42 متر ميباشد با تالاري 30 ستوني (6*5رديفي) با يك ايوان داراز 40 ستوني (20*2رديفي) در شرق و ايواني ستوني (12*2) درغرب بوده است. هرايوان دو اتاقي جانبي هم داشته است. دو درگاه بزرگ تالار را به ايوان متصل كردند كه در مركز قرار نگرفته و از سمت شمال واقع شده اند.

كف بندي در اين كاخ قابل توجه است مي توانيم مرمت هاي دوره هخامنشي را ببينيم به طوري كه هرجا رگه اي در سنگ بوده تعمير كرده اند و وصله هاي هخامنشي تا كنون باقي مانده اند. زير ستون ها همه مكعبي دوپله اي هستند. امر غريبي كه در مورد اين ستون ها مي توان اشاره کرد اين است كه همه آنها فقط تا ارتفاع حدود 190 سانتي متر (از روي شالي) باقي مانده اند و هيچ اثري از قلمه بالايي ستون و يا سرستون يافت نشده است. از سوي ديگر،مشخصات معماري مخصوصاً ارتفاع جرز سنگي موجود(درگوشه جنوب شرقي ايوان شرقي) نشان مي دهد كه هر يك از ستون ها احتمالاً 10 متر ارتفاع داشته است. با توجه به مقداري قطعات گچي قوس دار و مزين به رنگ هاي مختلف كه در درون خاك هاي انباشته شده در تالار يافته اند،اين احتمال وجود دارد كه در طرح اصلي بناي اين تالار فقط بخش زيرين ستون ها را از سنگ ساخته بودند و بقيه آنها را از چوب ساخته و رويشان را با گچبري مزين آراسته اند. اين گچ اندود، رنگ هاي بسيار درخشان آبي لاجوردي، زرد (زرين)، سرخ و سفيد، سبز مسي و فيروزه اي داشته است و يقيناً روشني و زيبايي خاصي به تالار مي بخشيده.

هريك از درگاه هاي اصلي را از يك تخته سنگ سياه خوب تراشيده درآورده و به نقوش برجسته مزين كرده بودند. كناره هاي درگاهها را همچون قابي براي نقوش برجسته به صورت مقعر نگه داشته اند. بر هر جرز،صحنه اي از «گذر شاه» نقش كرده بودند كه شاه را درلباس پارسي و چكمه هاي بي بند پارسي جلوه گر مي ساخت در حالي كه عصا در دست،پيشاپيش مستخدمي از تالار خارج مي شد. بر روي چين هاي لباس شاه كتيبه اي به خط ميخي و به سه زبان عيلامي،بابلي و فارسي باستان كنده شده كه شخص تاجدار را به عنوان « كوروش،شاه بزرگ،يك هخامنشي » معرفي مي كرد. پيداشدن قطعه اي از يك كتيبه محصور در خطوط موازي،نشان مي دهد كه احتمالاً سه زباني بالاي جرز، برفراز نقش شاه و مستخدمش هم كنده شده بوده. جزئيات تزييني اين نقوش،قاب دور آنها،آثار استعمال ابزارهاي سنگ تراشي و صيقل زني و استعمال زر و زيور آلاتي كه در سنگ نشانده اند،همه بيانگر مشخصات هنر دوره داريوش بزرگ، به ويژه حدود 510 ق.م است و به همين جهت مي توان تعيين كرد كه اين نقش بنا به فرمان داريوش بر درگاه ها حكاكي شده است. اگر چه طرح كاخ ، نوع سنگ فرش ، انواع جرزها ، ستون ها و ايوانها همه از زمان كوروش وجود داشته است.

تنها جرز جنوب غربي تالار بر پاي مانده است كه مانند جرز كاخ بارعام داراي كتيبه اي سه زباني در چهار سطر به خط ميخي همه در بردارنده معناي«من،كوروش،شاه هخامنشي» هستند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 19:43 توسط میلاد زارعی |

در فاصله 600 متری شمال شرقی آرامگاه كوروش بقایای یك كاخ بزرگ وجود دارد كه یك ستون آن بر جای مانده است. وسعت این كاخ 2620 مترمربع و مشتمل بر تالار بزرگ هشت ستونی در وسط و چهار ایوان در چهار سمت و اتاق‌هایی در دو گوشه بوده است.
پایه‌های ستون‌ها، سرستون‌ها، كف آستان‌ها، سكوها و زینت كف ایوان‌ها از سنگ سیاه است. به كار بردن سنگ‌های سفید و سیاه در كاخ‌های پاسارگاد یكی از ویژگی‌های مهم معماری این كاخ‌ها است.
در بالای ستون‌های سنگی سفید ایوان‌های كاخ به خط میخی و به زبان‌های پارسی، بابلی و عیلامی جمله : «من هستم كوروش شهریار هخامنشی» منقور است. قسمت مهم فرش سنگی سفید تالار مركزی و ایوان جنوبی این كاخ را برای احداث بنایی دیگر در عهد شاه شجاع از بین برده‌اند.
در قسمت شرقی كاخ بار كوروش آثار بنای دیگری برجای مانده است كه نقش انسان بالدار بر سنگ سفید، مهم‌ترین نشانه و اثر موجود آن به شمار می‌رود و به كاخ عبادتگاه پاسارگاد معروف است. این بنا مشتمل بر تالار بزرگ هشت‌ ستونی بوده كه بر هر یك از جوانب شمال، شرق و غرب آن درگاهی قرار داشت. در درگاه شمالی، نقش برجسته‌ انسان بالدار روی سنگ سفید با دو بال رو به بالا و دو بال رو به پایین حجاری شده است. دست‌های انسان به حالت دعا و به آسمان بلند است و لباس بلندی مانند لباس عیلامیان بر تن دارد كه تاج مصری با نقش «دوشاخ» (شبیه شاخ قوچ) بر سر او قرار گرفته است.
كاخ عبادتگاه پاسارگاد قدیمی‌‌ترین بنای این محل و نقش برجسته فوق نیز قدیمی‌ترین نقش دوران هخامنشی است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 19:30 توسط میلاد زارعی |

پارسه یا تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که در روزگار باستان پایتخت شاهنشاهی ایران بوده است. تخت جمشید محل برگذاری آیین‌های بهاری هخامنشیان بوده است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و این مکان را به آتش کشید. امّا ویرانه‌های این مکان هنوز هم در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است. این مکان هم‌اکنون از مکان‌های باستانی ایران است.

نام تخت جمشید:
تخت جمشید نام امروزی «پارسه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.
مردم محلی این مکان را جایگاه تاجگذاری پادشاه باستانی جمشید پیشدادی می‌‌دانسته‌اند.

پیشینه:
بر فراز تپه‌ سنگی‌ کوه‌ رحمت‌ در جلگه ‌مرودشت‌، ویرانه‌های ‌بجامانده‌ از کاخ‌ تخت‌ جمشید نمایان‌ است‌. کاخ‌های‌ بزرگ‌ تخت‌ جمشید از زمان‌ داریوش‌ اول (521 پیش‌ از میلاد) تا صد و پنجاه‌ سال‌ بعد از وی‌ بنا شده‌اند.

چگونگی سازه:
وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید 125000 متر مربع‌ است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین 8 تا 18 متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند و از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:
• کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
• سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
• خزانه‌ٔ شاهی‌
• دژ و باروی‌ حفاظتی‌


پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا:
راه‌ ورود سکو‌، دو پلکان‌‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارند. این پلکان‌ها‌ از هر طرف ‌111 پله پهن‌ و کوتاه‌ دارند. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید،‌ «دروازه‌ بزرگ‌» یا «دروازه خشایارشا»، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا 10 متر است.

 این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازه غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبه میخی به زبان‌‌هایی چون بابلی و عیلامی تزئین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که : «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته ‌است.»
دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

 

پلکان‌های کاخ آپادانا:
کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کناره خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.
بر دیواره پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می‌شود.

کاخ آپادانا:
کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش کبیر بنا شده است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده است.
این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد.

کاخ تچر:
تچر به معنای کاخ میباشد. این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده است. روی کتیبه ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»
این کاخ یک موزه خط به شمار می رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون ها از نمای گیلویی های مصری استفاده شده است

 

کاخ هدیش:
این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده است در مرتفع‌ترین قسمت صفه تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده 6x6 ستون قرار داشته است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده اند.

کاخ ملکه:
این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته است. بخشی از این کاخ در سال 1931 توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته است.

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی:
این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده است با دیوار عظیمی از بقیه تخت جمشید جدا می‌شود.

 

کاخ صدستون:
وسعت این کاخ در حدود 46000 مترمربع است و سقف آن به‌وسیله صد ستون که هر کدام 14 متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده است.

کاخ‌ شورا:
به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می پرداخته است. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازه ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می شده است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

سرانجام تخت جمشید:
مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال ‌330 (پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد. از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با 36 ستون‌ و سه‌ ایوان 12 ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا 16 متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن ‌18 متر است‌. این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.
 

جایگاه کنونی این سازه:
در دوره نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین شهر تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. امروزه می‌‌توان تخت جمشید را نام‌آورترین و دوست‌داشتنی‌ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست.
 

اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر :
در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشه شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد .
بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود. پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد. از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت.
زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرهای زیبا ، اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینه یک یا چند نفر است.
کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همه آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند.

گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند. مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند. اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت.

 

تصویری از عظمت کاخها:
ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد.
نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.

چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.

مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد. تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 19:24 توسط میلاد زارعی |

جاذبه ها

کاوش‌های علمی و گمانه‌زنی‌هایی که در تپه‌های مختلف جلگه مرودشت انجام گرفته است نشان می‌دهد که هزاران سال پیش از آنکه داریوش کبیر، تپه سنگی را بر دامان کوه رحمت برای احداث کاخ‌های بزرگ خود انتخاب کند، اقوامی متمدن در دشت وسیع آن می‌زیسته‌اند. آثار برجای مانده از قبیل ظروف سفالی منقوش یا ساده و اسباب و وسائل زندگی آن دوره مؤید این نکته‌اند.ویرانه‌های استخر و تخت‌جمشید در مرودشت، بخشی از تاریخ این شهر را به نمایش می‌گذارند. آثار تاریخی باقی‌مانده از این شهرستان، علاوه‌بر آثاری از دوران هخامنشی، دوره‌های اسلامی را هم دربرمی‌گیرد.

مراکزتاریخی وباستانی

 

۱/ مجموعه ویرانه های تخت جمشید
۲/ کاخ بار کوروش
۳/ کاخ اختصاصی کوروش
۴/ قصر اردشیر بابکان
۵/ برج زندان سلیمان
۶/ آرامگاه کوروش کبیر
7/ تخت گوهر یا تخت رستم
8/ شهر قدیمی استخر (تخت طاووس)
9/ پل خان
10/ پل بند امیر
11/ نقش رستم



جاذبه های طبیعی

-کوه گر
-چشمه ابوالمهدی
-آبشار مارگون
-رودخانه سیوند
-رودخانه قره آغاج
-چشمه بناب قادرآباد
-مغاره شیخ ‌علی
-تنگ بستانک (بهشت گمشده)
-تنگ براق
-منطقه شکار ممنوع توت سیاه

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 19:22 توسط میلاد زارعی |

تخت گوهر در دو كيلو متري جنوب شرقي نقش رستم (بين نقش رستم وتخت جمشيد )با قي مانده هاي يك بناي سنگي باشكوه وجود دارد كه به تخت گوهر معروف است .اين بنا از لحاظ اندازه وبه كار رفتن سنگ هاي سفيد مرمرنما شبيه به آرامگاه كورش كبير و بناي كعبه زردتشت مي باشد وجه ديگر شباهت اين بنا با آرامگاه كورش ،پله پله اي بودن اين بنا است .بلندي هر سكو10/1 و پهناي آن 55 سانتيمتر بوده و طول وعرض قائده بنا نيز 12*13 متر است. نماي بنا به طور كامل از سنگ سفيد بوده كه در وسط آنها از سنگ هاي خاكستري استفاده شده است . دو رديف از سنگ كاري پله پله اي بنا به طور كامل موجود است.سردرز ها و مقداري از سنگهايي كه تراش آنها به صورت ناتمام باقي مانده است نشان ميدهد كه اين بنا در دست احداث بوده وبه دليل نامعلومي ادامه ساخت آن رها شده است . سنگ هاي پر حجمي كه در اين بناي باستاني به كار رفته داراي اندازه تقريبي چهار متر طول و20/1 متر عرض ميباشد وجاي بست هاي آهني كه سنگ ها را به هم متصل مي كرده و در همه بنا هاي دوران هخامنشي ديده ميشود دراين بنال نيز قابل رويت ميباشد . كاربرد وهدف از ساخت اين بنا به طور دقيق مشخص نيست .عده اي اين بنا ر آرامگا ه ويشتاسپ يا ارشام ،پدر ونياي داريوش بزرگ دانسته اند زيرا به موجب سنگ نوشته خشايارشا پدر ونياي داريوش هنگامي كه هنگامي كه او به پادشاهي رسيد زنده بوده اند .عده اي ديگر نيز مانند هرتسفلد اين بنا را آرامگاه كمبوجيه دومين پادشاه هخامنشي دانسته اند ونوع ساختار اين بنا را كه شبيه به آرامگاه كورش است ،دليل اين امر دانسته اند
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 19:20 توسط میلاد زارعی |